چند هفته ای هست که درگیر تعمیرات و نوسازی در خونه هستم
پول ، اعصاب و روان و آسایشم
کلا با هم
پر !!!
ادامه مطلب ...
اخیرا نویسنده یکی از وبلاگهایی که می خونم
مورد تهدید
و آزار و اذیت کلامی قرار گرفته
ادامه مطلب ...
کتاب جنگل نوشته آپتون سین کلر ( Upton Sinclair ) کتاب جالبیه
جالب نه برای سبک نوشتن یا تعداد چاپ شده یا سنت شکنی و یا امثال اون
این کتاب جالبه چون باعث تغییرشرایط زندگی برای عده ای شده
ادامه مطلب ...
زندگی مثل رودخونه بزرگ و وسیعیه
که همه با تولد
توش افتادیم و داره به سمت آبشار مرگ پیش میره
مصیبتها در زندگی ناخواسته به سراغمون میان
اما
خوشی ها و لذت ها معمولا این طور نیستند
سقوط ازیه پرتگاه آنی و ناخواسته هست
اما بالا رفتن از کوه نیازمند قصد و نقشه قبلی
و فراهم کردن امکانات لازم برای صعوده
مصیبتها مثل سقوط از یک پرتگاه
و خوشبختی ها و شادی ها مثل صعود از یک کوه هستند
ادامه مطلب ...
ماجرای سربازی رفتن من به اونجا رسید که گفتم
بعلت شهرستانی بودنم و نداشتن محل اقامت در تهران
و محدود بودن ساعت خدمت به ساعات اداری در محل انتخابی من
ناچار شدم باقی زمان سربازی ام رو
بجای موندن در تهران
در یکی از شهرستانهای
جنگ زده ،
ویران
و محنت زده غرب کشور بگذرونم
در استان خودم آدم فقیر هست
کم هم نیست
اما فقر جلوه نمی کنه و ملموس نیست
ادامه مطلب ...
برام نظر گذاشته و از آب بستن
به این پستهای تموم نشدنی قصابی
که برای خودشون سریالی شدند
و من نویسنده شون هستم 
انتقاد کرده
خوب داداش ، ما نویسنده ها هم باید باید نون بخوریم یا نه ؟!!!
داستایوفسکی بزرگ
و دیکنز دلاور هم همینطوری بودن دیگه !!!
ما که دیگه مونپارناس شونیم !!!
ادامه مطلب ...
دو ماه آموزش اولیه گذشت
بهمون چند روزی مرخصی دادن برای معرفی خودمون
به دومین پادگان آموزشی
پادگان آموزش تخصصی !!!!
ناگزیرم باز یه توضیح کوچولو بدم
ارتش بعد دوره آموزش اولیه که عمدتا آموزش نظامی هست
لیسانسیه ها و بالاتر رو برحسب مدرک لیسانسشون
در چند گروه تخصصی خودش دسته بندی می کنه
به این گروه ها در ارتش "رسته " میگن
ادامه مطلب ...
...
توی پست قصابی 1/2
گفتم که موقع خروج از قصابی چشمم خورد به
یه سینی توی ویترین بیرونی قصابی
دیدن محتویاتش منو برد به سالهای گذشته دور
زمانی که خدمت سربازیم رو
توی یکی از شهرهای غرب کشور می گذروندم
ادامه مطلب ...
داشتم تقویم گوشی ام رو نگاه می کردم
دیدم امروز روز جهانی چپ دستهاست
چپ دستهای محترم
توی مسابقات
وقتی به شما ها می خوریم غم مون می گیره
آدم با ده تا راست دست بازی کنه
اما
با یه چپ دست بازی نکنه
اما
امروز باید این احساس رو گذاشت کنار
پس
چپ دستها
روزتون مبارک


پ.ن :
ما هم توی خونواده مون چپ دست داریم
قبل از نوشتن در اینجا
براش پیام تبریک فرستادم
ازقدیم گفتند !!!
اول خونه
بعد همسایه !!!



دیروز فرصتی دست داد تا بعد دو ماه
- شاید هم بیشتر-
به قصابی مشرف بشم !!!
اول کار لیست قیمتها رو نگاه کردم
گوشت گوسفند 670 هزار تومن
انواع گوشت گاو
مثل
چرخ کرده
خورشتی
حول و حوش 600 هزارتومن بودند
ادامه مطلب ...
سومین روزیه که هوا وسط تابستون
پاییزی شده
دما حدود بیست درجه
باد خنک
بارون متناوب اما باشدت زیاد
مدرک می خواین ؟
بفرمایین
ببینین و مثل من
از پاییز در تابستان لذت ببرین 
ادامه مطلب ...
در یکی از عجایب زمانه
وقتی که اکثر نقاط کشور اسیر گرمای بیش از حد
و تعطیلی اجباری و زود هنگام ادارات هستن
در همین یکی دو روزه
ما اینجا هوای سرد توام با بارون داریم
دما 22 درجه
باد سرد هم می وزه
هوا هم بطور متناوب بارانیه
یعنی این خواب و خیاله ؟!!!
توی مرداد اون هم دو روز پشت سر هم؟ !!!
کی همچین چیزی داشتیم؟!!!
کم مونده شب موقع خواب
روی خودمون چیزی بندازیم که سرما نخوریم !!!
با عذر خواهی از برنج کاران محترم
که دارن با ترس و استرس
این هوای مضر بحال برنج رو
تحمل می کنن
خدایا !!
میشه لطفا تا آخر مرداد همین وضع باشه !!
ممنون 
در اواخر هر ماه
مهمترین چیز برای من
انتظار واریز حقوقه
چند ساله
بعد خصوصی سازی سازمان
اوضاع حقوق بهم ریخته
ندرتا سر وقت
معمولا تا هشتم ماه بعد
و گاهی هم تا چهاردهم ماه بعد
دادن حقوق طول می کشه 
ادامه مطلب ...
زندگی مثل رودخونه ای خروشانه که زمان تولید توش می افتیم
برای عده ای از اول زندگی
این رودخونه فقط فاضلاب و کثافت و منجلابه
برای یه عده هم شیر و عسل
ادامه مطلب ...
میلاد محمد خانی رو نمی شناسم
اما به سفرنامه ای از اون برخورد کردم با عنوان
"در بنارس، مرگ تنها راه رهایی از چرخه زندگی است "
مطلبش جالب بود
با نگاهی متفاوت
در یکی دو صفحه ، خاطراتش از سفر به
"بنارس "
شهر مقدس هندو ها
و مراسم سوزاندن مرده هاشون رو نوشته
ساعت حدود یازده صبحه
بقول سولمازمون
" شکرش باشه"
چرا ؟
چون
هوا اونی شده که می خوام !!!
از نیم ساعت پیش
چنان بارونی گرفته که نگو و نپرس
قطره بارون به اندازه لوبیا !!
لوبیا چشم بلبلی نه ها !!!
لوبیا چیتی 
دما هم شده 25 درجه
اگه این آب و هوای بهشت نیست
پس آب و هوای کجاست ؟!!!
ادامه مطلب ...
هوا گرمه
و زندگی
بنحو کسالت باری
در جریان
بعدمدتها هوای رویایی
- خنک و مرطوب -
چند روزه که هوا
اون روی ناخوشایندش رو نشون داده
ادامه مطلب ...
همه میگن
اسب حیوان نجیبی است
اما
تا حالا نشنیدم که بگن
گوجه فرنگی میوه نجیبی است !!!
اگر ور دست مادراتون / همسرانتون
کارآموزی کرده باشین / می کنین
نقش حیاتی خانم گوجه فرنگی رو
به همراه رفیقش
آقای سیب زمینی
در غذای خونواده ها رو شاهد بودین
ادامه مطلب ...
هر روز موقع ورود به محل کارم
اولین چیزی که می بینم قیافه نگهبان دم دره
نگهبانها چند نفر هستن و کشیک 24 ساعته
یا چیزی مثل اون دارن
به ازای یک دوره کشیک هم
یک دوره استراحت دارن
اونها آدمهای متفاوتی هستند
یکیشون هست با مو و ریش سفید
چشمان سبز و قیافه ای آرام و مظلوم
ادامه مطلب ...
انگار همین دیروز بود
منظورم دوازدهم اردیبهشت 1402 هست
باز دوازده اردیبهشت شد
و باز تقویم میگه که امروز روز معلمه
ادامه مطلب ...
سرکار خانوم قره بالا
که همه خوشیهای روزگار نثار او باد
https://eccedentesiast33.blogsky.com
در نظری که برای پست قبل گذاشت شاکی بود که:
" اگه مرد اینکار رو میکرد چه اتفاقی میفتاد؟ "
اول از همه بگم
من تسلیمم معاون !
حتما همون جوری می شد که نوشتی
یعنی اکثر خانومها
زندگی مشترک رو بخاطر بچه هاشون ادامه می دادن
توی همون پست قبل هم نوشتم
آقای همکار که با خانوم همکار تیک تاک میزد
- الله اعلم که این خبر واقعا چقدر صحت داشت
و شاید در واقع چیزی جز یک اشتباه رفتاری از دو طرف نبوده
که اطرافیان بزرگش کردند -
هیچ آسیبی در اون ماجرا ندید
و فقط بخاطر جار و جنجال دو سال پیش زنش در سازمان
به یه شهرستان مجاور منتقل شد
ادامه مطلب ...
یک زندگی در چند سکانس
سکانس اول :
آقا و خانوم همکارند
هر دو متاهل
هر دو صاحب فرزند
عضو یک واحد کاری
سکانس دوم:
نوع ارتباط بین این دو در محل کار
از عرف ارتباط دو همکار متاهل فراتر رفته
کم کم صحبت های درگوشی و پوزخندها بخاطر تیک تاک این دو شروع می شود.
ادامه مطلب ...
فیلم خوش شانس
THE LUCKY ONE
ساخته شده در سال 2012
این فیلم داستان یه پسر آمریکاییه در عراق مشغول خدمت توی ارتشه
روزی در جریان یه عملیات ، یه چیزی میبینه روی زمین که برق می زنه
می ره برش داره که خمپاره می خوره سر همون جایی که چند لحظه قبل بوده
و چند نفری که کنارشون بوده میمیرن
اون چیز براق در واقع عکس یه زن جوون آمریکاییه
ادامه مطلب ...
زندگی در نوار ساحلی شمال کشور
همه اش مایه لذت و خوشی نیست
آره مزایا هم داره
اما معایبش هم کم نیست
من دوست دارم به اینجا بگم جهنم سبز !!!
اما
یکی از مزایای زندگی در اینجا
غذاهای تازه و طبیعی اینجاست
مثل
دسترسی به ماهی سفید تازه
صیدشده در روز خرید
در چند ماه بخصوص از سال .
ادامه مطلب ...
فیلم سینمایی "چه زندگی شگفتانگیزی" Its a Wonderful Life
توسط فرانک کاپرا فیلمساز مشهور آمریکایی
در سال 1946 ساخته شد. و
داستان زندگی شخصیه به اسم جورج بی لی George Bailey
ساکن شهر کوچک " بدفورد فالز " Bedford falls
این فیلم در ابتدا با حالتی طنز گونه ،
جورج رو در سنین کودکی نشون میده که
مورد توجه و علاقه و مایه حسادت و رقابت
دو دختر کوچولوی هم سن و سال خودشه
ادامه مطلب ...
خورشید خونه ما هم مثل بعضی زنهای دیگه عجیب و قریبه
البته تا سرم به باد نرفته
همینجا بگم که خانومها
اگر هم عجیب و غریب باشن
از نوع عجیب و غریبهای
دوست داشتنی هستن


به کی می گیم عجیب و غریب ؟
به کسی که علت کار یا کارهایی رو که انجام میده
با عقل و منطق ما جور در نمیاد !!!
البته میدونم این تعریفم یه کم اغراق آمیزه
و برای اینکه کسی واقعا عجیب و غریب باشه
باید شرایط دیگری هم وجود داشته باشه
بگذریم
روزی از روزها
فرمانروای خونه اعلام کرد که از این به بعد
ریختن تکه های کوچک چیزهای قابل بازیافت
توی سطل آشغال ممنوعه !!!
چه چیزهایی ؟
ادامه مطلب ...
دلسوزی برای کسی که
از عزت به ذلت افتاده
دلیل موجهی ندارد
آن کس استحقاق دستگیری و ترحم را دارد که
در بدبختی چشم به جهان گشوده
و ناچارا
با فقر دست به گریبان است
جرج اورول ، آس و پاس ها ،صفحه 228
ادامه مطلب ...
وظایف ...
وظایف....
و باز هم وظایف !!!
خسته شدم از بس هر روز از خواب پاشدم و بیاد آوردم که
چه کارهایی رو باید برای اطرافیانم انجام بدم
ادامه مطلب ...
فیلم " دژ مخفی " ساخته فیلمساز بزرگ ژاپنی کوروساوا
یه فیلم قدیمی سیاه و سفیده که در سال 1958 ساخته شده
از تمدن و فرهنگ فئودالی ژاپن قدیم خوشم نمیاد
اوج بردگی و حقارت انسان رو در این دوران میبینیم
خونواده های قدرتمندی که کشور رو بدست دارن و
مردم تمام روستا های یک منطقه همه
متعلق !!! به خانواده خاصی هستند
در یک سریال ژاپنی نشون داده شده بود که اگر یک روستایی
بدون برگه مجوز از کدخدا یا مالک ده ازمنطقه اش خارج بشه
در جا توسط مامورین کشته میشه
ادامه مطلب ...
روز پدر مبارک
این روز بر همه پدران زحمتکش و مهربون
که اکثرشون توی این روزها
با دوندگی های زیاد و بی امان
بزور صورتشون رو سرخ نگه می دارن
مبارک
ادامه مطلب ...
امروز جمعه است
و من
تنبیه شدم !!!
کله سحر روز جمعه
از خواب بیدارم کردن
و
موظف شدم پلو بپزم و قورمه سبزی درست کنم !!!
می پرسین توسط کی و چرا ؟
خوب
نا گفته پیداست
تنها کسی که توی خونه ما قدرت اینکار رو داره خورشیده
خورشید خونه ما هم صاحب کمالات و خوبی های زیادیهاما ...
بعضی اوقات نباید نباید دور و برش آفتابی بشی 
نه !!!
اشتباه نکنین
قضیه اصلا به هورمونها و .... این جور حرفها نیست
بالاتر از اونه
صحبت اخلاق و عادات رفتاری عجیب و غریب خانومهاست !!!
ادامه مطلب ...
اصلاحیه پست 111
مختصرو مفید بگم که در پست 111 من در مورد نمک رژیمی
نوشتم و گفتم چند ساله که دارم ازش استفاده می کنم
ومصرف اونو به کسانی که فشار خون دارن توصیه کردم
اما
امان از این دنیا و آدمهای پول پرست توش !!!
چه بی وجدانیها برای بدست آوردن پول که نمی کنن !!!
البته اینجا منظورم منحصرا
تولید کنندگان مواد غذایی و دارویی هستند
یکی از دوستانم فوق دکتری داروسازی
داره وبر مبنای تحقیقاتش در زمینه شیمی دارویی
دو بار بعنوان محقق برتر کشوری در رشته خودش
انتخاب شده.
ادامه مطلب ...
یکی از دوستان برام نوشت که از سیر تازه خیلی خوشش می یاد
و خواست براش عکسی از سیر تازه بذارم
امشب که از ورزش برگشتم طبق معمول خیلی دیر شده بود و همه خواب بودند
رفتم آشپزخونه ببینم خورشید چیزی برای شامم گذاشته یا نه
حاصل جستجوی من یه تابه با چند تا کوکوی سبزی
- آخ جون ..!!! -
و یک دیگ قل قل زن حاوی شلغم بود !!!
ادامه مطلب ...
خیلی اوقات
ندونستن محلی که الان همسر
یا نزدیکان دیگرمون هستن
باعث دلواپسی و نگرانی ما میشه
فرض کنین بچه نوجوونتون که قرار بوده ساعت 8 شب خونه باشه
تا الان که 9.30 هست خونه نیومده
زنگ هم که می زنین جواب نمیده
یا گفته توی راهم ولی ازرسیدنش خبری نیست !!
یا همسرتون که قول داده بود برای کاری
حتما ساعت چهار بعد از ظهر خونه باشه
پیداش نیست و دوست هم ندارین با زنگ زدن مزاحم
رانندگی اش یا ... بشین
ادامه مطلب ...سال 1960 در آمریکاست
علی رغم گذشت سالها از لغو بردگی سیاهان
هنوز در جنوب آمریکا
رفتار مردم سفید با سیاه پوستان توهین آمیز
و نژاد پرستانه هست
تونی یه آمریکایی با اصل و نسب ایتالیایی
که در محله فقیر نشین Branx شهر نیویورک
زندگی می کنه بخاطر تعطیلی کلوپ شبانه ای که
اونجا کار می کرد بتازگی بیکار شده.
شغلش مراقبت از آرامش کلوپه
یعنی گردن کلفتی که صاحب کلوپ برای برخورد با
مشتری های بد رفتار استخدام می کنه
زن و دو بچه داره و مثل اکثر ایتالیایی های دیگه
در اون محل جزوی از یک فامیل شلوغه
ادامه مطلب ...