زندگی در نوار ساحلی شمال کشور
همه اش مایه لذت و خوشی نیست
آره مزایا هم داره
اما معایبش هم کم نیست
من دوست دارم به اینجا بگم جهنم سبز !!!
اما
یکی از مزایای زندگی در اینجا
غذاهای تازه و طبیعی اینجاست
مثل
دسترسی به ماهی سفید تازه
صیدشده در روز خرید
در چند ماه بخصوص از سال .
ادامه مطلب ...
فیلم سینمایی "چه زندگی شگفتانگیزی" Its a Wonderful Life
توسط فرانک کاپرا فیلمساز مشهور آمریکایی
در سال 1946 ساخته شد. و
داستان زندگی شخصیه به اسم جورج بی لی George Bailey
ساکن شهر کوچک " بدفورد فالز " Bedford falls
این فیلم در ابتدا با حالتی طنز گونه ،
جورج رو در سنین کودکی نشون میده که
مورد توجه و علاقه و مایه حسادت و رقابت
دو دختر کوچولوی هم سن و سال خودشه
ادامه مطلب ...
خورشید خونه ما هم مثل بعضی زنهای دیگه عجیب و قریبه
البته تا سرم به باد نرفته
همینجا بگم که خانومها
اگر هم عجیب و غریب باشن
از نوع عجیب و غریبهای
دوست داشتنی هستن


به کی می گیم عجیب و غریب ؟
به کسی که علت کار یا کارهایی رو که انجام میده
با عقل و منطق ما جور در نمیاد !!!
البته میدونم این تعریفم یه کم اغراق آمیزه
و برای اینکه کسی واقعا عجیب و غریب باشه
باید شرایط دیگری هم وجود داشته باشه
بگذریم
روزی از روزها
فرمانروای خونه اعلام کرد که از این به بعد
ریختن تکه های کوچک چیزهای قابل بازیافت
توی سطل آشغال ممنوعه !!!
چه چیزهایی ؟
ادامه مطلب ...
دلسوزی برای کسی که
از عزت به ذلت افتاده
دلیل موجهی ندارد
آن کس استحقاق دستگیری و ترحم را دارد که
در بدبختی چشم به جهان گشوده
و ناچارا
با فقر دست به گریبان است
جرج اورول ، آس و پاس ها ،صفحه 228
ادامه مطلب ...
وظایف ...
وظایف....
و باز هم وظایف !!!
خسته شدم از بس هر روز از خواب پاشدم و بیاد آوردم که
چه کارهایی رو باید برای اطرافیانم انجام بدم
ادامه مطلب ...
فیلم " دژ مخفی " ساخته فیلمساز بزرگ ژاپنی کوروساوا
یه فیلم قدیمی سیاه و سفیده که در سال 1958 ساخته شده
از تمدن و فرهنگ فئودالی ژاپن قدیم خوشم نمیاد
اوج بردگی و حقارت انسان رو در این دوران میبینیم
خونواده های قدرتمندی که کشور رو بدست دارن و
مردم تمام روستا های یک منطقه همه
متعلق !!! به خانواده خاصی هستند
در یک سریال ژاپنی نشون داده شده بود که اگر یک روستایی
بدون برگه مجوز از کدخدا یا مالک ده ازمنطقه اش خارج بشه
در جا توسط مامورین کشته میشه
ادامه مطلب ...
روز پدر مبارک
این روز بر همه پدران زحمتکش و مهربون
که اکثرشون توی این روزها
با دوندگی های زیاد و بی امان
بزور صورتشون رو سرخ نگه می دارن
مبارک
ادامه مطلب ...
امروز جمعه است
و من
تنبیه شدم !!!
کله سحر روز جمعه
از خواب بیدارم کردن
و
موظف شدم پلو بپزم و قورمه سبزی درست کنم !!!
می پرسین توسط کی و چرا ؟
خوب
نا گفته پیداست
تنها کسی که توی خونه ما قدرت اینکار رو داره خورشیده
خورشید خونه ما هم صاحب کمالات و خوبی های زیادیهاما ...
بعضی اوقات نباید نباید دور و برش آفتابی بشی 
نه !!!
اشتباه نکنین
قضیه اصلا به هورمونها و .... این جور حرفها نیست
بالاتر از اونه
صحبت اخلاق و عادات رفتاری عجیب و غریب خانومهاست !!!
ادامه مطلب ...
اصلاحیه پست 111
مختصرو مفید بگم که در پست 111 من در مورد نمک رژیمی
نوشتم و گفتم چند ساله که دارم ازش استفاده می کنم
ومصرف اونو به کسانی که فشار خون دارن توصیه کردم
اما
امان از این دنیا و آدمهای پول پرست توش !!!
چه بی وجدانیها برای بدست آوردن پول که نمی کنن !!!
البته اینجا منظورم منحصرا
تولید کنندگان مواد غذایی و دارویی هستند
یکی از دوستانم فوق دکتری داروسازی
داره وبر مبنای تحقیقاتش در زمینه شیمی دارویی
دو بار بعنوان محقق برتر کشوری در رشته خودش
انتخاب شده.
ادامه مطلب ...
یکی از دوستان برام نوشت که از سیر تازه خیلی خوشش می یاد
و خواست براش عکسی از سیر تازه بذارم
امشب که از ورزش برگشتم طبق معمول خیلی دیر شده بود و همه خواب بودند
رفتم آشپزخونه ببینم خورشید چیزی برای شامم گذاشته یا نه
حاصل جستجوی من یه تابه با چند تا کوکوی سبزی
- آخ جون ..!!! -
و یک دیگ قل قل زن حاوی شلغم بود !!!
ادامه مطلب ...
خیلی اوقات
ندونستن محلی که الان همسر
یا نزدیکان دیگرمون هستن
باعث دلواپسی و نگرانی ما میشه
فرض کنین بچه نوجوونتون که قرار بوده ساعت 8 شب خونه باشه
تا الان که 9.30 هست خونه نیومده
زنگ هم که می زنین جواب نمیده
یا گفته توی راهم ولی ازرسیدنش خبری نیست !!
یا همسرتون که قول داده بود برای کاری
حتما ساعت چهار بعد از ظهر خونه باشه
پیداش نیست و دوست هم ندارین با زنگ زدن مزاحم
رانندگی اش یا ... بشین
ادامه مطلب ...سال 1960 در آمریکاست
علی رغم گذشت سالها از لغو بردگی سیاهان
هنوز در جنوب آمریکا
رفتار مردم سفید با سیاه پوستان توهین آمیز
و نژاد پرستانه هست
تونی یه آمریکایی با اصل و نسب ایتالیایی
که در محله فقیر نشین Branx شهر نیویورک
زندگی می کنه بخاطر تعطیلی کلوپ شبانه ای که
اونجا کار می کرد بتازگی بیکار شده.
شغلش مراقبت از آرامش کلوپه
یعنی گردن کلفتی که صاحب کلوپ برای برخورد با
مشتری های بد رفتار استخدام می کنه
زن و دو بچه داره و مثل اکثر ایتالیایی های دیگه
در اون محل جزوی از یک فامیل شلوغه
ادامه مطلب ...
روز زن مبارک



البته بنا بر شواهد ، دو تا روز زن داریم
یه دونه روز زن و روز مادر مخصوص ایرانه
که بر مبنای روز تولد دختر پیامبرمسلمانان تعیین شده
یعنی بیستم جمادی الثانی
و همون روز سیزدهم دی ماه امسال می شه
و
یه روز جهانی زن
که هشتم مارس معادل هجدهم اسفندامساله
من بشخصه تعصبی به این که
کدوم روز رو باید به عنوان روز زن پذیرفت ندارم
ادامه مطلب ...
اواسط روز بود که همکاری از یه واحد دیگه به اتاق ما اومد
از بچه های اتاق یکی استعلاجی بود
یکی رفته بود دنبال کار شخصی اش
و یکی دیگه اون لحظه توی اتاق نبود .کجا بود؟ الله اعلم !!!
همکارهای من توی سازمان آدمهای جالبی هستن
عموما متولد روستا هستند و اونجا بزرگ شدن
شدیدا از بچه گی کار کردن و درس خوندن
و تونستن برن دانشگاه
و مهندس و دکتر بشن
ادامه مطلب ...
چند روز پیش وقتی که داشتم توی یه پیاده رو
بسمت مقصدم قدم می زدم
اون دور دور ها
چشمم به یکی افتاد که ظاهرا یه پا نداشت !!!
دختری بود ایستاده کنار یه کیوسک
زل زده بود به خیابون
البته جالب این بود که من از اون فاصله
عصایی هم توی دستش ندیدم
یه سی چهل متری باهاش فاصله داشتم
و داشتم خیلی آروم
و سلانه سلانه توی پاده رو به سمتش قدم می زدم
نه !!!
اشتباه دارین فکر می کنین !!!
این نوع راه رفتنم از سر خوشی و بیکاری نبود
حتی توی فصل سرد سال هم
با یه کم راه رفتن با سرعت معمولی
عرق می کنم و ...داستانی دارم 
پس
مجبور بودم عین پیرمردهای 90 ساله راه برم
که در مقصدم
با یه تن عرق کرده سرو کله ام پیدا نشه
اینهم یکی از مصایب چاقالو بودنه دیگه !!!!
خلاصه
مدتی طول کشید تا نزدیکش برسم
بعد
یه دفعه
دیدم از یه جایی
یه پای دیگه
اومد کنار اولی !!!!
جل الخالق !!!!
تازه فهمیدم که این خانوم
از فامیلهای دور استاد لک لک تشریف دارن !!!
- فکر کنم استاد لک لک رو توی یه قسمت از کارتون پاندای کنگ فو کار دیدم
-
من که تا بحال ندیده بودم کسی اینطوری وایسه
لااقل کنار خیابون
شما دیده بودین ؟!!!!
این هم اصل جنس !!!
یلدا اومد و رفت
امیدوارم کسانی که امکان بودن
در جمع های خونوادگی رو داشتند
بهشون خوش گذشته باشه
یا لااقل
کینه و نفرتشون از بعضی ها !!!
افزایش پیدا نکرده باشه
و شب رو با آرامش ذهن به رختخواب رفته باشن
ادامه مطلب ...
گروه های دخترونه رو دوست دارم
منظورم افراد تشکیل دهنده این گروه ها نیست
اگرچه
هر مردی که نرمال باشه
نمیتونه اون افراد رو دوست نداشته باشه 
منظورم
دوست داشتن علت تشکیل این گروه هاست 
اولین بار
این گروه های دخترونه رو زمان شروع تحصیلم در دانشگاه دیدم
ادامه مطلب ...
منت خدای را
عز و جل
که طاعتش مزید قربت است
و
به شکر اندرش مزید نعمت
...
و قلیلا من عبادی الشکور
پ.ن:
در اندرون من خسته دل ، ندانم کیست
که من خموشم و او ، در فغان و در غوغاست

همچنان در ایام مرخصی
از اداره
" وبلاگ مونپارناس " هستم
البته با حقوق و مزایا 
نوشتن در یه وبلاگ
خواه نا خواه مسوولیتی رو به نویسنده تحمیل می کنه
و
تحمل مسوولیت
از هر مدلش
هر چند کوچک و بی اهمیت هم که باشه
سخته
لااقل
برای من که اینطوره !!!
بعد مدتها
یعنی شاید بعد از چند سال دوری از یو تیوب!!!
یکی یه فیلتر شکن خوب و رایگان بهم معرفی کرد
و
دوباره پام به یوتیوب وا شد 
محروم بودن از یو تیوب
اونهم درحالی که اصلی ترین مرجع اشتراک ویدئو هست
و مسابقات روز دنیا رو
بعدچند ساعت
یا چند روز اونجا میذارن
خیلی ناراحت کننده بود.
پ.ن :
دنیای اطراف ما چقدر جای عجیبیه
سر از کارهاش در نمیارم !!!
به پایان رسید این دفتر و ما هنوز ، در اول وصف تو مانده ایم
بدلایل شخصی تصمیم گرفتم مدتی از فضای مجازی دور باشم
در اینمدت، آدمهای خوبی رو در چهار گوشه این کشور پهناور دیدم
و متاسفانه
طرف پنهان شخصیت خیلی از مردم رو هم باهاشون برخورد کردم
همیشه از کسانی که بدون دلیل و ناگهانی نوشتن رو تعطیل کردند
گله مند بودم که احترام مخاطب رو نگه نداشتند و بدون اطلاع رفتند
به این دلیل من این متن رو نوشتم
و تا قبل از بستن کامل وبلاگ در پایان اردیبهشت ، اونو در معرض دیدگذاشتم
تا من هم جزو اون گروهی که به مخاطبینشون احترام نذاشتن و بدون اطلاع رفتند نباشم
برای همتون آرزوی تنی سالم و ایامی بکام دارم
ارادتمند
Monparass
پست قبل رو در مورد روز معلم نوشتم
ولی شرمنده ام که موضوع زنان معلم
در افغانستان رو فراموش کردم 
ادامه مطلب ...
12 اریبهشت روز معلم
بر تمامی معلمین دلسوز و مهربان این مرز و بوم مبارک باد
معلمینی که در این وانفسای اقتصادی
با حداقل حقوق
با سیلی روی خودشون رو سرخ نگه داشتن.
امیدوارم طرح رتبه بندی ، اون طوری که معلم ها می خوان پیش بره
تا هر معلمی به چیزی که حقش هست برسه.













پ.ن 1 :
و لازمه یادی کنم از اون گروه معلمینی که خارج ازنظام حقوق و مزایای آموزش و پروش
در آموزشگاه ها مشغول کارند
و حتی
از حداقل مزایایی که معلمین رسمی ازش برخوردارند هم برخوردار نیستند .





















پ.ن 2 :
{ به خانوم معلم گل خودم در blog.ir }
وبلاگت از شب سه شنبه در دسترس نیست
ظاهرا دومین blog.ir مشکل پیدا کرده و down شده
امروز اول ماه "می" و روز جهانی کارگره
چند سال پیش سازمان ما هاپولی و
ازلیست اموال عمومی خارج شد و مفت
بصورت نقد و اقساط به از ما بهتران هدیه داده شد
در حال حاضر سهم دولت در سازمان، حدود 51 در صد
و داشتن سه نفر از پنج نفر هیات مدیره هست
ازاون زمان، ما بطور رسمی ، بجای کارمندکارگرنامیده شدیم
جالب قضیه ایناست که وقتی چند سال پیش خواستیم
از طرف سازمان، یه تیم ورزشی برای مسابقات کارگران بفرستیم
ما رو نپذیرفتن
واقعا هم آخه چه جوری یه مشت آدم با تحصیلات لیسانس تا دکتری
که سنگین تر از کیف لپ تاپ بلند نکردن کارگر محسوب میشن ؟!!
ما کجا و اون کارگران زحمتکش با ساعات کار زیاد و حقوق کم کجا
در هر صورت از مزایای کارگر بودن ما تعطیلی این روزه
آره
امروز تعطیلم و کلی برنامه برای خودم داشتم
اما...
ادامه مطلب ...ساعت حدود 12:40 شبه
درست تر بگم 0:40 بامداد روز سه شنبه هست
پشت لپ تاپ نشستم و سینی همیشه همراهم
پرشده از
پوست یه دونه از گریپ فروتهایی که امروز خورشید سر راه خرید
و
پوست یک چهارم یکی از هندونه هایی که چند روز پیش خریده بودم
فروشنده هندونه ، کنار یه جاده بین شهری، بساط زده بود
گولم زد
و در مورد هر کدوم از سه تا هندونه ای که بهش دادم تا وزن کنه
گفت
عالیه بهتر از این نمیشه
ولی
چند لحظه پیش با اعمال شاقه
یک چهارم یکی از اونها رو
که مثل کدو بی رنگ و بی مزه بود رو
با بیزاری و زورکی خوردم
ادامه مطلب ...
آخرش عمو رمضون رفت
یه ماهی مهمون بعضی خونه ها بود
هر خونه ای هم که وارد شد عادت عجیب غذا خوردن
بین اذان مغرب تا اذان صبح رو براشون سوقات برد
نه تنها زمان غذا خوردنها رو تغییر داد که بالطبع اون
خواب ساکنین اون خونه ها رو هم تغییر داد
خوابها مقطع شد و ناکافی
در طول رمضان تبدیل شده بودم به یه
ام وی ام سه سیلندر با مصرف سوخت سه لیتر در هر صد کیلو متر!!!
البته به همون دلیل هم توی سربالایی ها کم میآوردم 
و وقت و بی وقت توی پارکینک خواب بودم 
یعنی تا حالا نشده بود من یه روز
ساعت ده صبح بخوابم
و
ساعت هشت شب پاشم !!!
که توی رمضان امسال شد !!!
ادامه مطلب ...
چیز خنده داری برام پیش اومد
یعنی
یه هویی از خواب پریدم
ساعت رو نگاه کردم4:10 صبح
موبایلم دم دست بود
به برنامه تقویم نگاه کردم که ساعت های اذان رو می نویسه
اذان صبح
4:05
این چه شوخی ایه ؟!!!
از این مدل شوخی ها با هم نداشتیم !!!
ادامه مطلب ...گاهی که فرصت بشه
و وبلاگهایی که روزانه می خونمشون مطلب جدید نداشته باشن
وبلاگهای دیگری رو که در صفحه اول بلاگ اسکای دیده می شن نگاه می کنم
نویسنده یکی از این وبلاگها
"گیل پیشی" هست که در
temmuz.blogsky.com
می نویسه
دریکی از پست های جدیدش ، مطلبی نوشته بود
در مورد غذایی که خودش اسمش رو
شبه رامیون گذاشته
ادامه مطلب ...
دیروز
آخرین روز مجاز بودن صید ماهی از دریا بود
و
از این به بعد ماهی سفیدی صید نمیشه
اگر هم بشه صید قاچاقه
بجاش صید ماهی کولی Kooli شروع شده
توی یه پست
قبلا گفته بودم که
یکی از همکارهای بازنشسته
از صیادها یا واسطه های دست اول
ماهی می خره و میاره محل کارما
امروز اومد .
ادامه مطلب ...
بلاگ اسکای یه ویژگی جالب داره
در شروع وبلاگ نویسی توجهی بهش نداشتم
اما کمکم برام جالب شد
این ویژگی اینه که
اولا هر وبلاگی که آپدیت میشه
عنوانش و چند خط اولش
در صفحه اول بلاگ اسکای نشون داده می شه
ثانیا ، وقتی نویسنده وبلاگی از پنل مدیریت وبلاگش
بیرون میاد به صفحه اول بلاگ اسکای منتقل میشه
فرض کنین
شما وبلاگ نویسی هستین که تازه نوشتین
و
وبلاگتون رو آپدیت کردین
یه دفعه خودتون رو کجا می بینین؟
توی صفحه ای که عنوان و چند خط اول
چندین وبلاگ رو می بینید که اونها هم
مثل شما تازه آپ دیت کردند
پیش میاد که عنوان یا نوشته اون وبلاگ
براتون جالب باشه
و اگر وقتش رو داشته باشین با یک کلیک
به یک وبلاگ جدید که تا حالا ممکنه ندیده باشین برین
ادامه مطلب ...
یکی از وبلاگهایی که بتازگی باهاش آشنا شدم
پستی زیبایی نوشت که
وقتی خوندم برای نویسنده اش نظر گذاشتم
و ضمن تعریف از نوشته اش پیشنهادی هم بهش کردم
نوشته اش جالب بود
دوست دارم اونو با شما به اشتراک بذارم
این شما
و این هم دنباله ماجرا 
ادامه مطلب ...
خیلی اینترنت رو گشتم
اما جایی پیداش نکردم
تا امروز که دوستی اونو بهم داد
و
دیدمش
منظورم فیلم " برادران لیلا" است
ادامه مطلب ...گشنمه !!!
ساعت یازده و نیم صبحه
از سر صبح تا حالا سه بار احساس کردم که وای ... چقدر گشنه هستم
مگه صبحونه چی خوردم که الان باز گشنه ام شده ؟!!!
اما هر چی فکر می کنم یادم نمیاد صبحونه چی خوردم ؟!!!
آهان ..
یادم افتاد ...
آره ...
توی مهمونی ای دعوتم که
گشنه پلو می دن با خورشت دل ضعفه !!!
بقول پونیو :
باشد که رستگار شویم !!!!

ادامه مطلب ...
ساعت هفت و سی و پنج دقیقه صبح پنجشنبه
بیست و پنجم اسفنده
تازه از پیاده روی برگشتم
هوا از همون پنج و خورده ای که از خواب پا شدم بارونی
و آسمون داره می باره
می باره ها !!!
از اون بارش های اصیل شمال
سنگین و مداوم !!!
با اینکه چتر داشتم
شلوارم تا ساق پا
و
آستین کاپشنم تا ساعد خیس شدن
ادامه مطلب ...
توی محل کارم این قانون هست که تعداد محدودی از
مرخصی های استحقاقی سالانه امون رو می تونیم نگیریم
و در ازای اون مرخصی های نگرفته بعدا در زمان بازنشستگی
به ازای هر روز نرفته به کارمند مقداری پول می دن .
نمی دونم مقدار این پول چقدره
ولی
تقریبا همه کارمندها
بلا استثنا
در هر موقعیت شغلی که باشن
سعی می کنن این تعداد از مرخصی های سالانه
رو استفاده نکنن تا ذخیره بشه
اما
از طرف دیگه
در انتهای سال، بعد کسر اون چند روز مشخص،
هر تعداد مرخصی که باقی مونده باشه اصطلاحا می سوزه
و در نتیجه کارمندها حتی اگه لازم هم نداشته باشن
مرخصی می گیرن تا این مرخصی ها استفاده بشن .
ادامه مطلب ...
البته که توی زندگی من هم
مثل هر شخص دیگری
مشکلات ریز و درشتی هست
که اولویتهای متفاوتی برای توجه بهشون دارم
اما
اگر گاهی اوقات سعی کنیم
توجه خودمون و به مشکلات کوچکتر و بی اهمیت تر
معطوف کنیم
درد و رنج ناشی از مشکلات اساسی تر رو
میتونیم برای زمانهایی فراموش کنیم
یکی از این
مشکلات کم اهمیت تر توی زندگی من و شما
مساله سلامتی
و بطور خاص
چگونگی ورزش کردن مونه
ادامه مطلب ...
هشدار !!!!
مطالب این پست استثنائا در فاز نامیدی و افسردگیه
در صورتی که خودتون هم غمگین یا بی حوصله هستین
لطفا از خوندن این پست خودداری کنین .
تا سلامی دیگر
بدرود


ادامه مطلب ...
خورشید خونه ما ، امروز 19 بهمن
کادوی روز مرد رو بهم داد !!!
خیلی کلاسیک و خیلی شیک .
یک حوله که برچسب قیمتش هنوز روش بود
با عدد 98 هزار تومن
و
سه عدد جوراب نانو !!!
خوبه دیگه ،نیست؟
خیلی ها فقط یه دونه جوراب کادو گرفتند
سه تا جوراب دیگه بنظرم آخر عشق و علاقه هست
آخه یه مرد،
واسه این مناسبت ،
دیگه چی ممکنه بخواد ؟!!!
البته انتظار حوله رو داشتم
چون ازم پرسیده بود چی نیاز دارم تا برام بگیره
و جواب من حوله بود
ولی خداییش انتظار جورابها رو دیگه نداشتم
یه سورپرایز واقعی بود


پ.ن:
جنس حوله خیلی نرم و لطیفه
روی کاغذ دورش نوشته
SUPER SOFT
SUPER ABSORBENT
مرسی خورشید خانوم
روز پدر مبارک 
چی؟ چند روز پیش بود؟ !!!
خوب بوده که بوده 
اصلا یه سوال ..
مگه، امروزاساسا با اون روز چه فرقی داره؟!!!!!!
خوب نگاه کنی هیچ فرقی ندارن
فقط دو تا عدد متفاوتند
توی تقویمی که خودمون ساختیمش !!!
در این زمانی که گذشت
زمین از نقطه قبلی به نقطه ای جدید
در مدارش به دور خورشیدرسیده . همین !!!
شنبه و یکشنبه رو خارج از استان بودم
ادامه مطلب ...
توی زندگی
بدشانسی ها و مصیبت ها
خودشون
دعوت نشده
و فله ای
میان سراغ آدم
این خوشبختی ها و خوش شانسی ها هستند
باید ذره ذره جمعشون کرد تا به زندگیمون
امید و نشاط بدن
هرچیز کوچکی که شادمون می کنه ارزش توجه
و بخاطر سپردن رو داره
امروز داشتم قدم زنان بسمت خونه می رفتم که ناغافل یاد شعر
مادر
"فریدون مشیری "
افتادم
اهل شعر و شاعری نیستم ولی فریدون مشیری رو دوست دارم
و بعضی از شعر هاش خیلی بدلم نشسته .
حس کردم جای این شعر در متنی که برای روز مادر نوشتم خالیه
در پست جدایی تقدیمش می کنم به شما
خدا همه مادران دوست داشتنی و ایثارگر رو برای فرزندانشون نگه داره
این شعر بطور خاص تقدیم به اونهاییه که این نعمت رو از دست دادند.
با ذکر فاتحه برای روح پر فتوح اونها

ادامه مطلب ...
دیشب سالن بودم
21.30 تا 23:00
خونه که رسیدم دیگه حدود یازده و نیم شب بود
شاید فکر کنین ضربه محکم زدن به یه توپ کوچک
مثل پینگ پنگ یا بدمینتون کارآسونیه
اما اینطور نیست
ورزشهایی مثل زومبا رو دیدین؟
وقتی نگاه می کنین فقط یه سری حرکت ساده هست
اما
چیزی که سختش می کنه انجام اون کارها با سرعت و در یه زمان کوتاهه
در پینگ پنگ هم سرعت انجام ضربات که بالا می ره قلب آدم میاد توی دهانش 
حریف تمرینی من ،چند روز پیش ، یه چیز سنگین رو
فقط از دم در آسانسور برده بود تا در واحدشون.
نتیجه؟
کمر دردی براش ایجاد شد که دو جلسه تمرین رو نیومد
دیشب هم که اومده بود کلی پماد "آیس چی چی ...ژل " زده بود
کمردرد اون برای من فرصت خوبی بود
تا انتقام دهها بار شکست رو ازش بگیرم 
اون که از ترس درد کمر فقط توپ رو بر میگردوند و اصلا حمله نمی کرد
در نتیجه من
زدم و زدم و زدم .. و اونقدر حمله کردم
که در پایان وقت تمرین،
7 گیم برد و فقط چهار گیم باخت !!!
هورا !!!
شاخ غول شکستم 
آخیش !!! دلم خنک شد 


...
مونپارناس
قهرمان من !!!
تو دیگه کی هستی
...
درنتیجه
وقتی که رسیدم خونه ،
از خستگی مثل مرده قبرستون بودم
ادامه مطلب ...
سیر یکی از اون سبزیجاتیه که مردم شمال کشور بیش از
استانهای دیگه تولید و مصرفش می کنند
لااقل من این طور فکر می کنم 
اگرچه عاشقان سیر در چهار گوشه این کشور هستند
اما داستان سیر در شمال چیز دیگریه
ادامه مطلب ...
آخر وقت بود
به همکارم گفتم راستی اون مایع لکه بری رو که گفته بودی خریدم
استفاده هم کردم اما فایده ای نداشت!!
تعجب کرد
یکی از روزهای هفته گذشته که می رفتم ورزش هوا سرد بود
برای همین روی پیراهن ورزشیم یه گرمکن هم پوشیدم
بیرون که رفتم متوجه شدم زمین از بارون شب گذشته یه مقدار خیسه
یه دوچرخه دومی هم دارم که گلگیر داره
هشدار :
اگه شمالی نیستید
و
تازه هم غذا خوردین
لطفا این پست رو بعدا بخونید
این پست حاوی عکسهایی
هست که ممکنه .... 
گلاب به روتون
بازنشستگی هم عالمی داره .بیشتر آدمها به اصلشون برمیگردند البته اگه بتونن !!!!
مثلا اونی که باباش کشاورزی داره یا باغدار بوده سالهای آخرکارش
سعی میکنه زمین یا باغی بخره و سرش رو با زراعت یا باغداری گرم کنه .
اونی که باباش مغازه دار بوده ممکنه بره توی یه بنگاه مشغول شه
اونی هم که هیچ زمینه ای نداشته و باباش کارمند بوده
بیکار برای خودش میچرخه و وقتش رو توی پارک با بقیه دوستان میگذرونه !!!
همکار بازنشسته ای دارم که اهل یکی از بندرهای استامونه
و این یعنی اینکه در مورد ماهی ها اطلاعات خوبی داره .
این آقا بعد بازنشستگی بفکر این افتاد که از این مزیتش استفاده کنه
یعنی
بره سر حراج ماهی در بندر و ماهی رو کلی بخره
و بیاره سازمان و به همکارای سابقش بفروشه !!!.